تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مشفق مشعل قهستان

شرکت گازرسانی مشفق مشعل قهستان

آخرین نمازِ اولین نمازگزار

محراب خونين، حضرت علي عليه السلام

امام علی علیه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نماز گزارد. ایشان این موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هیچ كس هم به مخالفت با ایشان برنخاست.

این مطلب را هم راویان شیعه نقل كرده‌اند و هم راویان اهل سنت. خود آن حضرت می‌فرمایند: اللهم انی اول من اناب و سمع و اجاب، لم یسبقنی الا رسول الله (ص) بالصلاه! (1)

بار خدایا من نخستین كسی هستم كه به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است و هیچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله، و نیز فرموده‌اند: «من هفت سال پیش از آن كه كسی با پیامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.» (2)

در نماز علی علیه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازی كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگی می‌شد كه گوشش نمی‌شنید، چشمش نمی‌دید و زمین و آسمان و مافیها از خاطرش محو می‌شد! نمازی كه در آن از خوف خدا بر خود می‌لرزید و رنگ از رخسار مباركش می‌پرید. اصولاً معنای نماز را باید در نماز علی علیه السلام جست و معنای خوف را باید از چهره رنگ پریده او دریافت و خدا را باید از چشم او دید.

نقل است كه پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام، یكی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «می‌خواهم علی علیه السلام را برایم توصیف كنی!» ضرار - كه حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود-

لب به سخن گشود: «شبی علی علیه السلام را در محراب عبادتش دیدم كه از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود می‌پیچید و به سان غمزدگان می‌گریست و می‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدین جا رسید، معاویه گریان شد! (3)

علی علیه السلام كه اولین نمازگزار پس از پیامبر صلی الله علیه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبیر به تكبیرش دیدنی و شنیدنی است، آخرین نمازش نیز شنیدنی است، هر چند كه قلم از توصیف عاجز باشد و بیان از تعریف، وامانده:

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بیرون می‌آمد و به آسمان می‌نگریست؛ باز می‌گشت و با خود می‌گفت: «به خدا قسم این همان شبی است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزیمت كه رسید، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (سلام الله علیها) كه میزبان حضرتش بود و از این رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علی علیه السلام شد و از ایشان درخواست كرد تا شخص دیگری را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: «از قضای الهی نمی‌توان گریخت.» پس گام در ركاب قضای الهی نهاد و به راه افتاد.

زمین بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌های علی علیه السلام متصل كند. چشم‌های ناسوتیان در تمنای ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتیان، دست تمنا بر كنگره عرش ساییدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چیز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علی علیه السلام كرد.

در بین راه چند مرغابی به حضرت نزدیك و گویی مانع از رفتن ایشان شدند، اما شهادت علی علیه السلام، گویی بی بازگشت‌ترین قضای الهی در آن لیلة القدر خدایی بود. این رفتن دیگر بازگشتی نداشت و علی علیه السلام دیگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و این آخرین حربه زمینیان برای بازداشتن علی علیه السلام از رفتن بود. علی علیه السلام از در كه گذشت، زمینیان دیگر از او دست شستند. و علی علیه السلام كسی نبود كه از شهادت بگذرد كه سالیان سال است به انتظار چنین شبی نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خویش فرمود: «ای علی! كمربندت را محكم ببند و برای مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را یكی پس از دیگری جا می‌گذاشت تا این كه به مسجد رسید. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دمید، بر بام مسجد رفت و آخرین اذان خود را در آن شهر پر از حیله و نیرنگ، ارزانی زمینیان نمود و این آخرین اذانی بود كه علی علیه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فریاد زد!

آن شب تمام اهالی كوفه نوای دلنشین اذان علی علیه السلام را شنیدند. یتیمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر می‌دیدند، با شنیدن صدای علی علیه السلام ، از خواب برخاستند و چون دریافتند علی علیه‌السلام بیدار است، احساس آرامش و امنیت كردند و غم بی‌پدری از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست.

آری این بانگ اذان علی علیه السلام است؛ پدر یتیمان كوفه همو كه تمام یتیمان كوفه، لذت نشستن بر زانویش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علی علیه السلام برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود و شمشیری در زیر جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است... قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمان‌ها از سنگینی آن فرو ریزند و اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم كه در زیر جامه‌ات چه پنهان كرده‌ای... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علی علیه السلام به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود، چون بید به خود می‌لرزید ... علی علیه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثیف ابن ملجم به شدت می‌تپید ... علی علیه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دوید ... شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد. باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد و فرق علی علیه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.» و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست. پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد، علی مرتضی توسط نگون بخت‌ترین انسان‌ها كشته شد.


پاورقی:

. 1- نهج البلاغه، خ131 .

. 2- الغدیر / 3/221 .

. 3- گفتارهای معنوی شهید مطهری/ 63 .

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 12:30 |
روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.

رمضان

مركز بيماريها معده است

پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء» (1)

معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.

پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود

پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏گشايد.

امام على(ع) در فلسفه روزه چه مى‏فرمايد؟

ما اگر پوياى فلسفه روزه و حكمت تشريع آن باشيم و از خواص و فوائد آن بخواهيم اطلاعات بيشترى پيدا كنيم و به اشكال تراشيهاى منتقدين پاسخ اقناع كننده بدهيم به سخنان حكيمانه و درربار حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه گوش فرا مى‏دهيم در قسمتى از اين خطبه امام مى‏فرمايد: «و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم، و تذليلا لنفوسهم و تخفيضا لقلوبهم، و اذهابا للخيلاء عنهم لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحقوق البطون بالمتون من الصيام تذللا» (2) اميرمؤمنان عليه السلام به دنباله مطالب ارزشمندى مى‏فرمايد: از خدا بترسيد و از كيفر تباهكارى در دنيا، و از زيان ستمگرى در آخرت ... و خداوند بندگان مؤمنش را حفظ مى‏فرمايد، به وسيله نمازها و زكاتها، ( و سپس فوائد و پاره‏اى از علل و فلسفه روزه را بيان مى‏فرمايد) و كوشش در گرفتن روزه در روزهاى واجب، براى آرام ماندن دست و پا و اندام و ديگر ايشان (از معصيت و نافرمانى) و چشم به زير انداختنشان و فروتنى جانهاشان، و زبونى دلهاشان، و بيرون كردن كبر و خودپسندى از آنان، چون در نماز است ماليدن رخسارهاى نيكو براى فروتنى، و (هنگام سجده نمودن) چسبانيدن اعضاء شريفه (هفت موضع) را به زمين براى اظهار كوچكى و «ذلت‏به پيشگاه با عظمتش‏» و در روزه رسيدن شكمها به پشتها براى خضوع و ناچيز دانستن خويش كه روزه و نماز و زكات فلسفه‏اش سازندگى و تزكيه، و تذلل و تقلل به پيشگاه حضرت حق است، و از چيزهائى است كه مى‏تواند آدمى را از چنگ شيطان نجات بخشد، و از انواع بيماريهاى ظاهرى و باطنى برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را عملا ياد آدمى دهد، مخصوصا روزه است كه از امتيازات بخصوص برخوردار است، كه پاداش آن فقط به خداوند بزرگ برگزار شده است. كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) درجائى ديگر مى‏فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (3)

روزه براى آزمايش اخلاص مردم است

خداوند روزه را براى آزمايش اخلاص مردم واجب فرموده است، كه روزه در اخلاص عمل بسيار مؤثر است، يعنى كسى كه روزه مى‏گيرد و تمامى روز را با همه امكان بخوردنيها و آشاميدنى‏هايى كه در اختيار دارد، در عين حال امساك مى‏نمايد، جز اخلاص به پيشگاه حضرت حق مفهومى ديگر ندارد، و در قسمتى از نهج البلاغه مى‏فرمايد: «و صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب‏» (4) و يكى از دلائل وجوب روزه اين است كه روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، كه به وسيله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى‏آيد.

خدايا از گرسنگى بتو پناه مى‏آوريم

فوائد كم خورى از نظر بهداشت و تندرستى جسم و روح، درست است كه آدمى تاب گرسنگى زياد را ندارد، و اسلام هم نخواسته است كه انسان خود را در زحمت تحمل گرسنگى زياد قرار دهد، بلكه در بعضى روايات رسيده است: «اللهم اعوذبك من الجوع‏» (5) خدايا از گرسنگى به تو پناه مى‏برم، ولى در عين حال بايد متوجه بود، كه مقدارى از گرسنگى براى انسان لازم است! و فوائد بسيارى در بردارد، و بر عكس پورخورى و سير بيمارى زيادى به همراه مى‏آورد.

از نظر بهداشت و تندرستى، بايد غذا كمتر مصرف شود، و هنوز اشتهاء تمام نشده، دست از غذا خوردن بكشد، به تجربه ثابت‏شده است. افرادى كه كم مى‏خورند، از كسانى كه هميشه سير مى‏خورند سالم‏تر مى‏باشند، و تن درست‏ترند.

ابعادى در فلسفه روزه از بيان امام صادق(ع)

هشام بن حكم از رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) مى‏پرسد از علت و فلسفه روزه، امام مى‏فرمايد: «انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و القير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع، فيرحم الفقير، لان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد الله تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم ليرق على الضعيف و يرحم الجائع‏» (6)

حضرت صادق(عليه السلام): براستى خداوند روزه را واجب كرد، تا به وسيله او بين اغنياء و فقراء مساوات و برابرى به وجود آيد، و اين براى آن است كه ثروتمندانى كه هرگز درد گرسنگى را احساس نكرده‏اند، به فقراء ترحم نمايند، زيرا اغنياء هرگاه (خوردنى و آشاميدنى را) اراده نمودند (و هوس هر نوع ماكولات و مشروبات كردند) برايشان ميسر است، پس خداوند متعال «روزه را واجب نموده‏» كه تا بين بندگانش از فقير و غنى، برابرى به وجود آورد، و اينكه سرمايه داران مسلمان الم جوع و گرسنگى را لمس نمايند، تا بر ضعفاء رقت آوردند، و بر گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان عالم ترحم نمايند، (و اين تنها شعار اسلام است، آرى تنها مكتبى كه به حال گرسنگان و محرومان مى‏انديشد اسلام است.

خصال هفتگانه مخصوص روزه‏داران

در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» (7) .

هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا(ع)

امام رضا(عليه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرمايد: «انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش، فيستدلوا على فقر الآخرة، و ليكون الصائم خاشعا ذليلا مستكينا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فيستوجب الثواب مع ما فيه من الامساك عن الشهوات و يكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دليلا لهم فى الآجل و ليعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا فيؤدوا اليهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏» (8)

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرمايد: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خطبه شعبانيه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة، ياد آوريد از گرسنگى و تشنگى روزه داريتان گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را، كه اين يادآورى انسان را به فكر تدارك قيامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعيفش بنمايد و آنان را از امكانات مادى و غير مادى خويش بهره‏مند سازد).

(آنگاه امام عليه السلام خصوصيات صائم را اين چنين توصيف مى‏فرمايد) و هر آينه روزه‏دار بايد (به پيشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذليل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خويش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آيد، (و ناديده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پيروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داريش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و اين اوصاف حميده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنيا خواهد شد، (كه اثرات وضعى اين اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان بايد بشناسند شدت و اهميت مشكلات فقرا و بيچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكين در دنيا، سپس اداء نمايند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (يعنى اينطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و ديگران گرسنه باشند).

شاعر عرب «حاتم بن عبد الله طائى‏» مى‏گويد:

و حسبك داء ان تبيت‏ببطنة و حولك اكباد تحن الى القد! (9)

يعنى: اين درد براى تو بس است كه شب با شكم پر بخوابى و در گردت جگرها باشد كه قدح پوستى را آرزو كنند (و براى آنان فراهم نشود چه جاى آنكه طعام داشته باشند.

بحثى ديگر در فلسفه روزه از امام رضا(ع)

امام رضا (عليه السلام) در يك پرسش ديگر از فلسفه روزه چنين مى‏فرمايد: «علة الصوم لعرفان مس الجوع و العطش ليكون العبد ذليلا مستكينا ماجورا محتسبا صابرا فيكون ذلك دليلا على شدائد الآخرة، علت روزه از براى فهميدن الم و درد گرسنگى و تشنگى است، تا بنده ذليل و متضرع و ماجور و صابر باشد و بفهمد شدائد آخرت را، مع ما فيه من الانكسار له عن الشهوات و اعظاله فى العاجل دليلا على الآجل ليعلم مبلغ ذلك من اهل الفقر و المسكنة فى الدنيا و الآخرة‏» (10) علاوه بر اين كه در روزه انكسار شهوات و موعظه هست از براى امر آخرت تا بداند حال اهل فقر و فاقه را در دنيا و عقبى. بلى اين است قسمتى از فلسفه روزه از بيان حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء.

بلى روزه از افضل طاعات است، زيرا كه روزه مشتمل بر انكسار شهوات بهيميه است كه شريعت آسمانى و احكام الهى نيامده مگر براى تعديل شهوات و توقيف و مهار آنها كه در حد اعتدال انجام گرفته، و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه آن از اخلاقيات رذيله، زيرا مقصود از صوم مجرد امساك از اكل و شرب و مباشرت با نسوان نيست، بلكه غرض نهائى آن كف نفس و نگهدارى آن از شهوترانى‏هاى حيوانى است، چنان كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: الصوم جنة فاذا صام احدكم فلا يرفث و لا يجهل و ان امرء جادله او شاتمه فليقل انى صائم: كه روزه سپرى است از براى شخص، زيرا يكى از شما اگر روزه گرفت‏سخن زشت نگويد، و كارهاى بيهوده نكند، و اگر كسى با وى مجادله كند يا او را شماتت نمايد، او بگويد من روزه هستم، مراد از اين حديث‏شريف نبوى (صلى الله عليه و آله) اين است: كه روزه وقايه‏اى است كه نگه مى‏دارد آدمى را از انحرافات و لغزشها، كه به واسطه آن از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس، دشمن درونى، خلاصى مى‏جويد، پس نفس را كنترل مى‏نمايد از شهوات نابجا، و شيطان را از خود دور مى‏نمايد.

مجراى نفوذ شيطان را با روزه ضيق نمائيد

بر اين مبنا رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ان الشيطان ليجرى من ابن آدم مجرى الدم فضيقوا مجاريه بالجوع‏»، كه شيطان جريان مى‏يابد و نفوذ مى‏كند در فرزندان آدم، مانند جريان خون در بدن پس مجارى شيطان را در وجود خود به واسطه گرسنگى يعنى روزه تنگ نمائيد، (11) و الحق، كه روزه بدون اثر چه فايده و ثمرى دارد؟ آرى فائده و اثرى ندارد كه آدمى غذاى ناهار خويش را به افطار تاخير اندازد، و از امساك و اجتناب از يك سرى مبطلات روزه، انواع تهمتها و دروغها و غيبتها و شهوترانى‏ها و هتك حرمت‏خلق الله و حفظ نكردن ناموس خويش از نامحرمان و سوء تربيت فرزندان و سرعت غضب به حادثه كوچكى و ايجاد ضرب و شتم و صدها گناه ديگر مرتكب شود و بگويد من روزه هستم خير؟ اين نوع روزه اثرى و فايده‏اى ندارد، بايد روزه قدرت ساختن و اصلاح نفس داشته باشد و روزه اين قدرت را دارد، لكن اين مائيم ارزش و اهمت او را تشخيص نداديم، و از اين نوع روزه‏هاى بى اثر ثمرى جز گرسنگى و تحمل تشنگى عايد ما نمى‏شود، و چه فايده‏اى است از براى روزه‏دار كه فريضه‏اى اداء كند و كبيره‏اى مرتكب گردد، و با خيانت‏بر بندگان خدا در مال و عرض ايشان تجاوز نمايد

روزه رابطه مستقيم با اخلاص دارد

خلاصه كنم و اين بخش را «فلسفه روزه و حكمت مشروعيت‏» به سخن مولاى متقيان (عليه السلام) مزين نمايم كه امام عليه السلام در آنجا كه فلسفه پاره‏اى از احكام را تشريح مى‏فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏» (12)

خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است، و كسى كه به پيشگاه حضرت حق اخلاص ورزد، تمامى اوصافى كه در فلسفه روزه بيان شده است‏شامل حالش مى‏شود، و روزه كاملا با اخلاص روزه‏دار، در رابطه است.


پى‏نوشت‏:

1- اركان الاسلام، ص 108 اين عبارت حديثى است كه از پيامبر اسلام در بحار الانوار، ج 14 روايت‏شده است، لكن اين كتاب بحارث بن كلده نسبت داده است.
2- نهج البلاغه فيض، ص 798.
3- از حكمت 244 نهج البلاغه فيض الاسلام.
4- نهج البلاغه، چاپ صبحى صالح، ص 163.
5- مجمع البحرين، ماده جوع.
6- وسائل الشيعه، ج 7، ص 3 - و من لا يحضره الفقيه، ص 73، ج 2.
7- خصال شيخ صدوق، ص 386.
8- وسائل الشيعه، ج 7، ص 4.
9- حاتم به عبد الله طائى.
10- علل الشرايع صدوق عليه الرحمه.
11- از مجموعه‏اى از سخنان پيشوايان معصوم(ع) استخراج شده است.
12- نهج البلاغه، ص 1197.
روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 81
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 17:29 |

چرا مى گوییم قرآن معجزه است؟

باید معنا و حقیقت اعجاز و معجزه و شرایط آن ذکر شود تا ببینیم آیا این شرایط در قرآن موجود است. حقیقت اعجاز جز این نیست که مدّعى نبوت عمل خارق العاده را انجام دهد و دیگران را براى همانند آن دعوت کند اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند.(1) قیود و شرایط مذکور در قرآن مجید دیده مى شود، یعنى پیامبر اسلام با معجزه قرآن ادعاى نبوت کرد و مردم را به هماوردى (تحدّى) فرا خواند تا جایى که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان براى ساختن سوره کمک بگیرند.(2) چهارده قرن است که این ندا در گوش جهانیان طنین انداز است، ولى کسى نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود.
اعجاز قرآن صورت‏هاى مختلفى دارد:
1- اعجاز طریقى: یعنى قرآن که حاوى هدف بلند و سخنان حکیمانه است، از طرف شخصى که امى بود و خواندن و نوشتن را نمى دانست، آورده شد.
بر این اساس قران مجید روى کلمه امّى در مورد پیامبر(ص) مکرّر تکیه کرده و مى فرماید: "پیش از این کتابى نمى خواندى و چیزى با دست خود نمى نوشتى تا مایه تردید و شک گمراهان گردد".(3)
2- اعجاز لفظى: شیوه سخن گفتن قرآن طورى است که با آن چه بشر تا کنون شنیده و گفته، تفاوت زیاد دارد و زیبایى ظاهر و شیرینى بیان آن را هیچ کلامى ندارد، که علماى ادب از آن به فصاحت و بلاغت تعبیر مى کنند.
قرآن نه شعر است و نه نثر، بلکه داراى سبک خاصى است که نظیر آن یافت نمى شود. از این رو "ولید بن مغیره" در مورد قرآن گفت: "از محمد سخنى شنیدم که نه شباهت به گفتار انسان‏ها دارد و نه پریان، گفتار او شیرینى خاصى دارد" اما او براى خنثى کردن تأثیر قرآن گفت: بگویید پیامبر ساحر است.(4)
آیات 24 و 25 سوره مدثر ناظر به این جریان است آهنگ مخصوص قرآن، ملال آور نبوده، بر اثر تکرار خواندن، صراحت و قاطعیت، متانت و عفّت بیان همه نشان دهنده زیبایى و هنر قرآن مجید است.
یک آیه از قرآن، ابن مقفع، ادیب معروف را به زانو در آورد و آن آیه "یا ارض ابلعى ماءک..."(5) مى باشد، زیرا در عین اختصار ماجراى طوفان نوح را با تعبیرات کوتاه و بسیار پر معنى شرح مى دهد. به گفته بعضى از محقّقان 23 نکته از صنایع ادبى در آن جمع است.(6)
یکى از صاحب نظران مى گوید: یک حرف از قرآن در جایگاهش معجزه است، زیرا آن حرف، کلمه‏اى را که در آن واقع شده نگاه مى دارد و آن کلمه آیه را و آن آیه آیات بسیار را و همین راز اعجاز جاودانى قرآن است.(7)
3- اعجاز معنایى: قرآن از نظر محتوا و بیان معارف الهى معجزه است، چون به شکل بسیار زیبایى مسائل مربوط به خدا و ماوراء الطبیعه را مطرح کرده و خداوند را به زیباترین وجه توصیف کرده است.
آیاتى از قرآن منطبق بر قواعد علمى امروز است مانند جاذبه عمومى، آفرینش جهان، حرکت زمین، حرکت منظومه شمسى، زندگى در کرات دیگر، زوجیت گیاهان، زوجیت عمومى، علل نزول باران و غیره.(8)
در این زمینه هزاران کتاب و مقاله توسط دانشمندان در رشته‏هاى مختلف علوم به نگارش در آمده و همه از عظمت قرآن و تطبیق آیات با جدیدترین رهیافت‏هاى دانش بشرى سخن گفته‏اند:
موریس بوکاى در کتاب "مقایسه‏اى میان تورات انجیل و قرآن و علم" پس از تطبیق آیات قرآن با دستاوردهاى علمى مى گوید: "چگونه مى توان از تطبیق قرآن با جدیدترین فرآورده‏هاى علمى بشر در شگفت فرو نرفت و آن را اعجاز به حساب نیاورد؟!"
جالب آن که در مفاد آیاد قرآن کوچک‏ترین اختلافى وجود ندارد و این یکى دیگر از نشانه‏هاى اعجاز قرآن در بخش اعجاز معنایى است. قرآن مجید به این حقیقت اشاره کرده: "آیا درباره قرآن نمى اندیشند که اگر از سوى غیر خدا بود، اختلافات فراوانى در آن مى یافتید".(9)
4- اعجاز در پیشگویى‏هاى تاریخى مانند غلبه روم بر ایران‏
5- اعجاز در بیان رخدادهاى تاریخى پیشین.
6- جامع بودن دانش‏هاى مختلف. قرآن نه کتاب حقوقى است، نه اخلاقى، نه کلامى و اعتقادى، نه تاریخى، نه علوم بلاغى و لغت و نه رشته خاص علمى و... اما در عین حال، همه این دانش‏ها را در خود جمع کرده است.
براى مطالعه بیشتر به کتاب‏هاى ذیل مراجعه کنید:
کتاب تفسیر نوین، محمد تقى شریعتى.
قرآن و آخرین پیامبر، ناصر مکارم شیرازى.
برهان رسالت، جعفر سبحانى.
وحى و نبوت، شهید مطهرى.
تفسیر المیزان، ج اعلامیه طباطبایى.
-------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشت‏ها:
1. جعفر سبحانى، الهیات و معارف اسلامى، ص 262.
2. بقره (2) آیه 23.
3. عنکبوت (29) آیه 48.
4. مجمع البیان، ج 9، ص 387.
5. هود (11) آیه 44.
6. مکارم شیرازى، پیام قرآن، ج 8، ص 122.
7. محمد تقى شریعتى، تفسیر نوین، قسمت مقدمه، ص 52.
8. مکارم شیرازى، پیام قرآن، ج 8، ص 190 - 180.
9. نساء (4) آیه 82.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 8:30 |
سئوال و جواب اعرابی از حضرت رسول اکرم (ص)

عرض کرد : میخواهم داناترین مردم باشم               حضرت فرمود : از خدا بترس

 عرض کرد : میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم       حضرت فرمود : شب و روز قرآن بخوان

 عرض کرد : میخواهم همیشه دل من روشن باشد   حضرت فرمود : مرگ را فراموش مکن

 عرض کرد : میخواهم همیشه در رحمت حق باشم   حضرت فرمود : با خلق خدا نیکی کن

 عرض کرد : میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد    حضرت فرمود : همیشه توکل بخدا کن

عرض کرد : میخواهم در چشم مردم خوار نباشم      حضرت فرمود : پرهیزگار باش

 عرض کرد : میخواهم عمر من طولانی باشد            حضرت فرمود : صله رحم کن

 عرض کرد : میخواهم روزی من وسیع گردد              حضرت فرمود : همیشه با وضو باش

 عرض کرد : میخواهم باتش دوزخ نسوزم                 حضرت فرمود : چشم و زبان خود را ببند

 عرض کرد : میخواهم بدانم گناه به چه چیزریخته میشود  حضرت فرمود : تضرع و توبه بحال بیچارگی

 عرض کرد : میخواهم سنگین ترین مردم باشم          حضرت فرمود : از کسی چیزی مخواه

 عرض کرد : میخواهم پرده عصمتم دریده نشود          حضرت فرمود : پرده عصمت کسی را مدر

 عرض کرد : میخواهم گورم تنگ نباشد                     حضرت فرمود : مداومت کن بقرائت سوره تبارک

 عرض کرد : میخواهم مال من بسیار شود                 حضرت فرمود : مداومت کن بقرائت سوره واقعه هرشب

 عرض کرد : میخواهم فردای قیامت ایمن باشم          حضرت فرمود : میان شام و خفتن بذکر خدا مشغول باش

 عرض کرد : میخواهم خدایتعالی را در نماز حضور یابم   حضرت فرمود : در وقت ساختن وضو بسیار دقت کن

 عرض کرد : میخواهم از خاصان باشم                       حضرت فرمود : در کارها راستی و درستی پیشه کن

 عرض کرد : میخواهم برای من عذاب قبر نباشد          حضرت فرمود : جامه خود را پاک نگهدار

 عرض کرد : میخواهم در نامه عمل من گناه نباشد       حضرت فرمود : با پدر و مادر نیکی کن

                                                            "  بحار الانوار  "

 

+ نوشته شده توسط حسین قربان زاده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 12:19 |
قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله:

«یا اَباذر، علی العاقل َنْ یَكُون لَهُ اَرْبَعُ ساعات ساعَةٌ یُناجى فیها رَبَّهُ عَزَّوَجلَّ; وَ ساعَةٌ یُحاسِبُ فیها نَفْسَهُ; وَ ساعَةٌ یَتَفَكَّرُ فیما صَنَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَیْهِ وَ ساعَةٌ یَخْلُو فیها بِحَظِّ نَفْسِه مِنَ الْحَلالِ; فَاِنَّ هذِهِ السّاعَةَ عَوْنٌ لِتْلِكَ السّاعاتِ؛ بر عاقل است كه اوقات شبانه روزى خود رابه چهار قسمت تقسیم كند، در ساعتى به مناجات با خدایش بپردازد و در ساعتى اعمالش را محاسبه نماید، در ساعتى در آفریده هاى خداوند اندیشه نماید. در ساعتى نفسش را از حلال بهره‌مند گرداند كه این ساعت یار و كمك آن سه ساعت دیگر است.»  (بحارالانوار، ج 74، ص 71)

اوقات شبانه روز را به چهار قسمت تقسیم كن:

1 ـ ساعتى براى مناجات با خداوند.

2 ـ ساعتى براى محاسبه نفس؛ بیندیشد كه هرروز در چه مرحله‌اى از ایمان و اخلاق،... بوده است و امسال چگونه است؟ آیا در این بازار تجارت (دنیا) سودى برده یا زیان كرده و یا در حالت ركود بوده است؟ آیا كارى كه باعث جلب رضایت الهى باشد از او سرزده است؟ آیا زندگى تكرارى را ادامه داده یا این كه برنامه و راه تازه‌اى به سوى خدا گشوده است؟ و هزاران اگر دیگر. خلاصه همان گونه كه تاجر همه روزه، تجارتش را محاسبه مى‌كند، كسانى كه دقیق هستند براى محاسبه نفس خودشان نیز، وقت گذاشته و اعمال شبانه روز را محاسبه مى‌نمایند.

3 ـ ساعتى را هم براى تفكّر و اندیشه كردن بگذارد.

درباره چه چیزى تفكّر نمایم؟

تفكّر درباره چیزى كه حسّ شكرگزارى رادر انسان تقویت و تحریك مى‌كند؛ یعنى در نعمت‌هاى خدادادى بیندیشد. از بزرگترین نعمت‌ها ایمان، اسلام، ولایت اهل بیت علیهم‌السلام، سلامت، توفیق براى اطاعت، علم ... است. همه اینها از نعمتهاى بزرگ الهى است. انسان تا زمانى كه اینها را دارد، قدرش را نمى‌داند، امّا همین كه یكى از آنها را از دست داد، آنگاه قدرش را مى‌فهمد. آن هم تفكّرى كه هر لحظه اش معادل یك سال عبادت است و ممكن است سرنوشت انسان را عوض كند. بهترین نمونه اش داستان حُرّ است كه با چند دقیقه فكر، به كُلّى سرنوشت او عوض شد.

ساعتى را باید درباره نعمتهاى عقلانى، جسمانى، مادّى، معنوى، آبرو، حیثیّت، امنیّت و... تفكّر كرد كه همین باعث مى‌شود حركتى در وجود براى شكرگزارى خداوند پیدا شود.

4- ساعتى كه نفسش از حلال بهره ببرد. احتمال دارد كه اشاره به تفریحات سالم باشد. «انسان مانند ماشین آهنى نیست كه هر چه بخواهند از او كار بكشند، بلكه روح و روانى دارد كه همچون جسمش خسته مى‌شود، همان گونه كه جسم نیاز به استراحت و خواب دارد، روح و روانش نیز نیاز به سرگرمى و تفریح سالم دارد.

تفریح و سرگرمى همچون سرویس كردن و روغن كارى نمودن چرخهاى ماشین است. گرچه این ماشین براى یك ساعت متوقّف شود، ولى بعداً قدرت، توان و نیروى جدیدى پیدا مى‌كند كه چند برابر آن را جبران خواهد كرد، به علاوه بر عمر ماشین مى‌افزاید. امّا مهّم این است كه سرگرمى و تفریح سالم باشد و گرنه مشكلى راكه حل نمى‌كند ،بلكه بر مشكلها نیز مى‌افزاید.

پیامبر فرمودند: تفریح حلال یاریگر سه بخش دیگر است. پس تفریح سالم را فراموش نكن.

+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 12:24 |
مرحوم سید محمد تقی موسوی متوفی 1348 هـ . ق در كتاب شریف " مكیال المكارم " به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره فرموده اند . ما بطور اختصار به برخی از آنها اشاره می كنیم . 1- دعا برای امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف تا به معرفت حضرتش نائل شویم ، ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند. امام صادق (ع) دعایی به " زراره " تعلیم كرده و می فرمایند : « .... اگر زمان غیبت را درك كردی چنین دعا كن : اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف حجتك . اللهم عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی » ( منتخب الاثر – آیت ا... صافی گلپایگانی حدیث 1 ص 501 – به نقل از غیبت نعمانی ، كافی ، كمال الدین ) همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده ، خصوصاً دعای معروف « اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است. 2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلام : بدیهی است كه عاشق دلباخته و منتظر حقیقی امام باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئون آن دارد . در این راستا ، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه ا... الاعظم عجل ا... تعالی فرجه الشریف بیان شده ، بسیار سودمند است . 3- رعایت ادب در همه موارد : امامی كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است ، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است . او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كسی كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است . 4- عشق و علاقه نسبت به حضرت : مرحوم سید عبدالكریم كفاش ، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش ، حضرت از او می پرسند: سید عبدالكریم ! اگر ما را نبینی چه خواهد شد ؟ پاسخ می دهد : آقا حتماً می میرم . حضرت در پاسخ فرمودند : « اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی» ( مشعل هدایت ج 2 ص 129 – مبحث امكان تشرف – از استاد حاج شیخ حسین گنجی ) 5- علاقمند كردن دیگران به امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف : طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد در صدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به اینكه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل ا... تعای فرجه الشریف باشد . 6- انتظار فرج : امام صادق علیه السلام " بخشی از ویژگیهای ائمه علیهم السلام را عبارت از تقوی ، پاكدامنی و خیرخواهی ... و صبر در انتظار فرج دانسته است ". ( منتخب الاثر ، آیت ا... صافی ، ص 498 ، به نقل از بحار الانوار ) در بسیاری از روایات ، پرفضیلت ترین اعمال ، انتظار فرج دانسته شده است. ( منتخب الاثر ، آیت ا... صافی ، ص 493- 500 ) در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت ، چنانست كه در میان سپاه امام و یا در میان چادر ( خیمه ) حضرت به شهادت برسد. در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا (ص) در برابر كفر جهاد كرده باشد. 7- اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آن حضرت . 8- ذكر فضائل و مناقب آن حضرت و شركت در مجالس امام شناسی . 9- صدقه برای سلامتی امام زمان عجل ا... تعالی فرجه الشریف . 10- بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام : اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به ایشان است . 11- استغاثه به وجود مقدس امام عجل ا... تعالی فرجه الشریف : در بعضی از روایات از آن بزرگوار به " غیاث المضطر المستكین " تعبیر شده است. توسل و استغاثه بر اهل البیت علیهم السلام ، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند. مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه حضرت زهرا (ع) سلام ا... علیها بین دیوار و در مجروح شدند ، به دنبال علی (ع) ... بودند ، و ناله " یا ابن الحسن " سر می دادند و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عج ا...  تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند . 12- تجدید بیعت با امام علیه السلام : بر اساس پاره ای از روایات ، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است . ( مكیال المكارم و منتخب الاثر ) و در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده كه « هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم " ، نمی میرد مگر آنكه حضرت را ببیند و بشناسد . » ( بحارالانوار ، ج 86، ص 77 ، باب 39) 13- اجتناب از محارم : كسی كه منتظر واقعی است ، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد ، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد. مرحوم شیخ طوسی متوفی به سال  460  هـ . ق در" تجرید الاعتقاد" می نویسد: وجوده لطف و عدمه منا . » یعنی وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست. " گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است. گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت گفتا نشان چه پرسی آن كوی بی نشان است " علی علیه السلام فرمودند : زمین خالی از حجت خدا نیست ، لكن خداوند متعال ، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا و محروم می نماید و این بخاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند . ( بحار الانوار ، ج 51، ص 113 ) « ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست. لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست . » ( مشعل هدایت ، ج 2 ، ص 126 ، مقاله امكان تشرف ) حضرت مهدی (عج) ، در توقیعی چنین می فرمایند : « فما یحسبنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم » یعنی محبوس نكرده ما را از دوستان ، مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان به ما می رسد كه ناخوشایند است، در حالیكه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم . ( احتجاج طبرسی ، ج 2 ، ص 322 ) 14- دوستی با صالحان : دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است . همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده شده ؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرینش باب الحوائج هستند . قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبیت می فرماید : « محمد رسول ا... والذین معه اشداء الكفار رحماء بینهم » یعنی محمد رسول خدا ( ص) و كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن ، ولی با یكدیگر بسیار مهربانند و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید: « كونوا مع الصادقین » یعنی همواره با افراد راستگو همنشین باشید  15- برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام : امام هادی (ع) در زیارت شریفه جامعه می فرمایند : « برئت الی ا... عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین » یعنی به درگاه خدای عزوجل از دشمنان شما و همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان بیزارم . ( مفاتیح الجنان ، مرحوم شیخ عباس قمی (ره) ، زیارت جامعه كبیره .)
+ نوشته شده توسط ابراهیم شفیعی در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 9:45 |